تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
502
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
مىباشند و اگر تقسيم بالقوه باشد صور آنيه هم بالقوه خواهد بود و غير متناهى بودن آن هم عيب ندارد ؛ چنان كه در اول كتاب در بحث اصالت وجود گفتيم : صور ، همان وجود است و وجود ، اصل محفوظ است و داراى وحدت شخصى است و مراتب تدرج آن با يكديگر تباين ندارند ، ولى اگر ماهيت حقيقت داشته باشد ، در آن صورت بالقوه بودن آن كفايت نمىكند ، بلكه بايد فعليت داشته باشد ؛ زيرا بين ماهيات اصل محفوظى نيست تا تقسيم روى آن بيايد و يك چيز تقسيم شود و اگر ماهيت اصل باشد ، چون ماهيات بذواتها از يكديگر منعزل و جدا و متباين هستند ، بايد ماهيت بالفعل موجود باشد و بدون تقسيم عقل منقسم باشد و ماهيات غير متناهى بالفعل و منعزل از هم ، بين حاضرين موجود باشند و آن هم محال است ، ولى در وجود گفتيم : عيب ندارد صور آنيه بالقوه باشد . و اما صور زمانيه به حسب وجود سيال شخصى بالفعل مىباشند ، كما علمت . و بين حركت جوهريه و غير آن تمايزى نيست در اينكه همان گونه كه موضوع جسمانى از صورت سيالى خالى نيست ، همچنين از مقدارى و اينى نيز خالى نيست ، پس موضوع جسمانى به فرد زمانى بالفعل از هر يك از آنها متلبس مىباشد . اثبات صورت سيّاله و هيولاى كل فصورة سيّالة منقرضة * واحدة على الهيولى فايضة مراد ايشان اين است كه : براى تمام عالم كبير جسمانى و طبيعى ، صورت سيالى است كه به نحو وحدت جمعى براى هيولاى كل ، صورت است و هيولاى كل عبارت از هيولاى تمام عالم عنصر و فلكيات مىباشد و هيولاى همهء اينها واحد است ؛ چون صرف القوه است و در صرف الشىء ، ميز نيست و اين صورت سيال است و در هر جزئى از اين صورت سياله تصرم هست بدون اينكه تخلل عدمى در كار باشد ، و معناى تصرم و تجدد تبدل صورتى به صورت ديگرى است . البته در تبدل ، متبدل غير